Aerials

پنجشنبه ۱ فروردین ،۱۳۸٧

بروز شدن سال مبارک !

سال گذشته بالا پایین خوفی واسم داشت! ولی امسال چون شروعش با یه اتفاق خوبه و ازونجایی که به انتخاب عزیزترین مطمئنم، پس حتما سال خوبی خواهد بود.

علي
#
چهارشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٦

 

سرانجام پس از کش و قوس های فراوان، محسن قرائتی به عنوان سر مربی تیم ملی فوتبال توسط شخص رئیس جمهور منصوب شد.

احمدی نژاد در این ارتباط گفت: انتصاب سختی بود، واقعا برایم سخت بود که از بین مایلی کهن و قرائتی یکی را انتخاب کنم، هر دو نماز خون،هر دو روزه گیر،هر دو اهل زیارت عاشورا و دعای کمیل و ندبه بودند و تمامی فاکتورهای لازم برای مربی گری تیم ملی رو داشتند.

اما به هر حال ما از آقای مایلی کهن هم در تیم ملی استفاده می کنیم زیرا آقای قرائتی در برخی نکات هنوز تجربه ی کافی را ندارند، مثلا ایشان فکر می کردند که فوتبال در سه نیمه برگزار می شود در حالی که فوتبال در یک وقت نود دقیقه ای برگزار می شود، وجود آقای مایلی کهن برای تذکر این نکات ریز به آقای قرائتی لازم است.

محسن قرائتی ساعتی پس از انتصاب شدن به سمت سر مربی تیم ملی، برنامه های خود را برای آماده سازی تیم ملی اعلام کرد.

وی گفت: ما فعلا در سه نوبت صبح و ظهر و عصر در استادیوم سازمان حج و اوقاف تمرین روخوانی قران می کنیم، فعلا مربی دعانویس نداریم و قرار است که یک مربی دعانویس از عراق هم به کادر ما بپیوندد.

وی در ارتباط با استفاده از مایلی کهن در کادر هدایت تیم ملی گفت: من از تجربیات مایلی کهن در بردن بازیکنان به زیارت عاشورا استفاده می کنم، شنیده ام که ایشان شگرد خاصی در کشاندن و بردن بازیکنان به مراسم سوگواری دارند.

قرائتی در زمینه ی سوابق خود در امر مربیگری گفت: فکر کنم فوتبال هم مثل والیبال باشه و تفاوت چندانی با هم نداشته باشند، فقط توی والیبال هفت نفر تو زمین هستند و توی فوتبال دوازده نفر، من زیاد والیبال بازی کردم.

قرائتی درباره بازی های مقدماتی جام جهانی گفت: برخلاف نظر بعضی ها، ما در گروه بسیار سختی افتاده ایم، هر سه رقیب ما از وجود بازیکنان مسلمان سود می برند، آن ها از وجود بهترین علما و قاری ها در تیم شان استفاده می کنند حال آن که ما حتی یک دعانویس هم نداریم.

مشکل تیم ملی باید اساسی و ریشه ای حل شود و شما نباید از من انتظار معجزه داشته باشد، اگر در گروه ما به جای امارات و کویت و سوریه، کره جنوبی و ژاپن و استرالیا حضور داشتند من با قاطعیت می توانستم بگویم که از گروهمان صعود می کنیم اما خوب حالا کمی کار مشکل تر شده است

علي
#
چهارشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٦

جدیدترین داروی کشف شده توسط کاشفان ایرانی !
علي
#
چهارشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٦

دفع کردنه دفاع !

روز دوشنبه چنان دفاعی کردم که مرغای عمه مرغه آسمونی به حالم گریستن! وقتی به وقایع ماقبل دفاع در کنار هم نیگاه می کنم می بینم عجب اتفاقات خنده داری افتاده! اینم شرح وقایع از زبان دوست عزیزتر از جان :

باخبر شدیم که دوست عزیزی دیروز از پایان نامشون دفاع کردند . گفتم بد نیست شما هم در جریان باشید . این فرد بسیار محترم یکسری فعالیتهایی در طی پروژشون انجام دادند که تقریباً همه رو آماده جنگ با خودشون کردند . اولاً که ایشون در طی این مدت از هیچ گونه تفریحی خودداری نکردند . ثانیاً تمامی کارهای پایان نامشون رو در شرکت انجام دادند و از وقت کاری جهت انجام کارهای شخصی استفاده کردند. ثالثاً همین اواخر بود که برای گرفتن امضاهای مربوط به تاریخ دفاع برای اولین بار به استادی مراجعه کردند که گویا قرار بوده در طی زمانهای گذشته به عنوان مشاور ایشون بوده باشند که البته خود استاد هم از دیدن ایشون و اینکه پایان نامشون با مشورت ایشان (یا عدم مشورت ایشان) صورت گرفته بسیار شوکه شدند .رابعاً لازم به ذکر است استاد راهنمای ایشان و مشاور ایشان چندان رابطه خوبی هم با هم نداشته اند . نکته پنجم این است که ایشون به داور گرامشون زنگ زدند (البته داور پروژه ایشون یکی از کله گنده های مملکت هستند) و به ایشون امر فرمودند که بروند و از صندوقشون دعوت نامشون رو بر دارند (یعنی اند احترام) .در مورد نکته ششم باید بگم که ایشون در طی این مدت هیچ گونه مراجعه ای به دانشگاه نداشته اند و به دلیل عدم ثبت نام ترم 5 تقریباً اخراج شده محسوب می شدند که با رای کمیته منتخب و پرداخت 40000 تومان غرامت این مسئله حل شد . و اما دیروز......... دیروز ایشون در میان تمامی این دشمنان با چنگ و دندون از پروژشون دفاع کردند و نمره 19 تکرار می کنم 19 کسب کردند و اعلام کردند که بسیار ناراحت هستند چرا که این آدمهای.... بار علمی ایشون رو زیر سئوال برده اند و اصلاً خوب با ایشون برخورد نکرده اند .خوب می بینید که بعضیا چقدر رو دارند نه؟ ضمناً نامنبرده تحت تعقیب می باشد

علي
#
جمعه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٦

 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش مي‌گويد كتاب درسي دختران و پسران بايد جدا بشود. البته اينكه چرا خداوند بزرگوار براي دختران و پسران و مردان و زنان يك كتاب فرستاده از اسرار است و اسرار الهي را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش مي‌داند و نه دختران و پسران.


احتمالاً در كتاب درسي دختران داستان دهقان فداكار اينگونه خواهد شد:
...صغرا خانم فداكار خيلي ناراحت شد اول خواست پيراهنش را در بياورد ببندد به چوبدستي و آتشش بزند. بعد يادش آمد لخت مي‌شود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بيفتد خدا او را با چوبدستي‌اش در آتش جهنم مي‌اندازد. بعد خواست چادرش را استفاده كند ياد موهايش افتاد. سپس متوجه شد لازم نيست مثل مردها به هر بهانه‌اي لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ريخت روي چوبدستي و چوبدستي‌اش را آتش زد و چون دويدن براي زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دير شده بود و قطار با سنگ‌ها برخورد كرد و همه‌ي مسافران شهيد شدند. انا لله و انا اليه راجعون

علي
#
سه‌شنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٦

!

علي
#
سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦

 
بخشنامه ۱۲۰۶۵ / ط ۸۶ مورخ دهم خرداد ۱۳۸۶ شمسی
ابلاغيه به شورای محترم پول و اعتبار

روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران اعلام کرد به دنبال
اعتراض جمع کثيری از هموطنان عزيزمان از چاپ و نشر اسکناس ۵۰۰۰
تومانی با حديثی منسوب به پيامبر با عبارت "اگر دانش در ثريا هم باشد مردانی از پارس بدان دست خواهند يافت"،
 
  اين بانک تصميم گرفته است برای دلجويی از هم ميهنان غير فارس، اسکناسهای بعدی را با احاديث زير به زودی
روانه بازار کند :

ده هزار تومانی: اگر دانش در پشت کوه هم باشد شيرمردانی از لرستان بدان دست ميابند
پانزده  هزار تومانی: اگر دانش در خشخاش هم باشد بدون شک دلاورانی از سيستان به آن دست ميابند حتی اگر نيروی محترم انتظامی مانع شود
بیست هزار تومانی: اگر دانش احتمالاً سر گردنه هم باشد، مردانی از کردستان به آن دست يافته و سر او را ميبرند و دانش را از آن خود ميکنند
سی هزار تومانی: اگر دانش در همين چند قدمی هم باشد، مردانی از شيراز هيچوقت حال ندارند که به آن دست يابند
سی و پنج  هزار تومانی: اگر دانش در روی قله های کوه الوند باشد مردانی از آذربايجان آن را دردريای عمان جستجو ميکنند
چهل  هزارتومان: اگر دانش مفتی باشد و بعداً بتوان آن را فروخت، شک نکنيد که مردان و زنانی از اصفهان برای دست يافتن بدان، از هم پيشی ميگيرند
 
علي
#
شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٦

دانشگاه آزاد تهران مرکز !

علي
#
شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٦

 


 

 
 
 
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند وبر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد…                       
                                                                             دکتر علی شریعتی
علي
#
خانه
آرشيو
پست الكترونيك